تبليغاتX
درد دل

درد دل

روز مادر مبارک

 
 
"Happy Mother's Day" means more
Than have a happy day

Within those words lie lots of things

We never get to say
 
It means I love you first of all,

Then thanks for all you do

It means you mean a lot to me,

And that I honor you
 
But most of all, I guess it means

That I am thinking of

Your happiness on this, your day,

With pleasure and with love
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 7:59 بعد از ظهر  توسط molisaise  | 

Girls and Windows+Boys and Linux

Similarities between (Girls and Windows) and  Boys and Linux
 
 
Girls and Windows
 
HydroForum® Groupo Both have a great UI
 
HydroForum® Groupo Both consume large resources and do less work
 
HydroForum® Groupo Both crash unexpectedly
 
HydroForum® Groupo Both are not easily portable on different architectures
 
 (environment)
 
HydroForum® Groupo Both can't work on low resource architectures  environment
 
HydroForum® Groupo Both are costly to maintain
 
 
HydroForum® Groupo Both give mostly unexpected outputs
 
HydroForum® Groupo Both's working often contradicts with their documentation
 
HydroForum® Groupo Both are easily prone to viruses (rumors and doubts) and they
 
viruses do spread very fast in windows based networks
 
HydroForum® Groupo In spite of all above disadvantages, both are liked
 
 
 
Boys and Linux
HydroForum® Group+ Both have an average UI.
 
HydroForum® Group+ Both are robust.
 
HydroForum® Group+ Both are highly secure.
 
HydroForum® Group+ Both can be easily modified to support new
 
concepts/features.
 
HydroForum® Group+ Both are highly efficient.
 
HydroForum® Group+ Both are easily portable to any architecture
environment
 
no matter how low are resources.
 
HydroForum® Group+ (You can easily guess the output for your input (in Linux
 
just open its code, for boys they are mostly transparent by nature
 
HydroForum® Group+ Both provide large support for development
 
(worke nvironment)
 
HydroForum® GroupHydroForum® Group+ Both are poorly documented
 
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 0:49 قبل از ظهر  توسط molisaise  | 

god

To love someone means to see them as God intended them.

دوست داشتن یک نفر، یعنی دیدن او به همان صورتی که خدا خواسته است.

If God afflicts you with avil, none can remove it but He
 
and if he blesses you with good fortune
 
know that He has power over all things
 
 
اگر خداوند تو را به مصیبت دچار کند
 
جز خودش هیچ کس قادر نیست مصیبت را از تو دور کند
 
و اگر به تو برکت خیر بدهد، بدان که اوست که بر همه چیز قادر
 
 است
 
 
what God has allotted to you will not pass you by
 
even if it were on the wing of a breeze
 
 
،آنچه را خدا به تو اختصاص دهد، از دست نخواهی داد
 
 
 حتی اگر بر بال نسیم باشد
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 0:26 قبل از ظهر  توسط molisaise  | 

هر آنچه که هستی بهترینش باش

اگر نمي تواني بلوطي بر فراز تپه اي باشي، بوته اي در دامنه اي باش ولي
 
 بهترين بوته اي باش كه در كناره راه مي رويد.
 
اگر نمي تواني بوته اي باشي، علف كوچكي باش و چشم انداز كنار شاه
 
 راهي را شادمانه تر كن.
 
اگر نمي تواني نهنگ باشي، فقط يك ماهي كوچك باش ولي بازيگوش ترين
 
 ماهي درياچه! همه ما را كه ناخدا نمي كنند، ملوان هم مي توان بود.
 
در اين دنيا براي همه ما كاري هست كارهاي بزرگ و كارهاي كمي كوچكتر و
 
 آنچه كه وظيفه ماست ، چندان دور از دسترس نيست.
 
اگرنمي تواني شاه راه باشي ، كوره راه باش.
 
اگر نمي تواني خورشيد باشي، ستاره باش. با بردن و باختن اندازه ات نمي
 
 گيرند.
 
 
هر آنچه كه هستي، بهترينش باش
 
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 1:21 قبل از ظهر  توسط molisaise  | 

به کسی دل نبند

هيچ وقت دل به كسي نبند...چون اين دنيا اينقدر كوچيكه كه توش 2 تا دل كنار هم جا نمي شن...!!ولي اگه دل بستي,هيچ وقت ازش جدا نشو ...!چون اين دنيا اينقدر بزرگه كه ديگه پيداش نمي كني...!!!!


ويليام شکسپير ميگه: کسي را که دوسش داري ازش بگذر، اگه قسمت تو باشه بر مي گرده ، اگر هم بر نگشت حتماً از اول مال تو نبوده پس بهتر که رفت

خدايا ! مگذار دعا کنم که مرا از دشواري ها و خطرهاي زندگي مصون داري ، بلکه دعا کنم تا در روياروئي با آنها بي باک و شجاع باشم . مگذار از تو بخواهم درد مرا تسکين دهي ! بلکه توان چيرگي بر آن را به من ببخشي

خداوندا ! دستانم خالي اند و دلم غرق در آمال. يا به قدرت بيکرانت دستانم را توانا گردان يا دلم را از آرزوهاي دست نيافتني خالي کن

خداوند به ما دو دست داده است، يکي براي گرفتن و ديگري براي دادن
،ما مخزن هايي نيستيم که براي ذخيره چيزها ساخته باشند
.ما کانال هايي هستيم براي تقسيم چيزها

بهترين دوست اون دوستي كه بتوني باهاش روي يك سكو ساكت
بنشيني و چيزي نگي و وقتي ازش دور ميشي حس كني بهترين
گفتگوي عمرت رو داشتي.

ما واقعاً تا چيزي را از دست نديم، قدرش را نمي‌دونيم،
ولي در عين حال تا وقتي كه چيزي رو دوباره بدست
نياريم، نمي‌دونيم چيزي را از دست داديم.

اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي، تضميني بر اين نيست كه
اون هم همين كارو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته
باش، فقط منتظر باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه
و اگه اينطور نشد، خوشحال باش كه توي دل تو رشد كرده.

در يك دقيقه ميشه يك نفر رو خرد كرد، در يك ساعت ميشه
كسي را دوست داشت و در يك روز ميشه عاشق شد ولي يك عمر
طول ميكشه تا كسي رو فراموش كرد.

دنبال نگاه‌ها نرو، چون ميتونن گولت بزنن، دنبال
دارايي نرو چون كم‌كم افول مي‌كنه دنبال كسي برو كه
باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يك لبخند ميشه يه روز
تيره را روشن كرد. كسي را پيدا كن كه تو را شاد كنه.

دقايقي توي زندگي هستن كه دلت براي كسي اونقدر تنگ
ميشه كه ميخواي اونو را از رويات بيرون بكشي و توي
دنياي واقعي بغلش كني.

رويايي رو ببين كه ميخواي. جايي برو كه دوست داري.
چيزي باش كه ميخواي باشي. چون فقط يك جون داري و يك
شانس براي اينكه هر چي دوست داري انجام بدي.

آرزو مي‌كنم به اندازه كافي شادي داشته باشي تا خوش
باشي، به اندازه كافي بكوشي تا قوي باشي، به اندازه
كافي اندوه داشته باشي تا يك انسان باقي بموني و به
اندازه كافي اميد تا خوشحال بموني.

هميشه خودتو جاي ديگران بگذار، اگر حس ميكني چيزي
ناراحتت ميكنه، احتمالاً ديگران را آزار ميده.

شادترين افراد لزوماً بهترين چيزها رو ندارن، اونا فقط
از اونچه تو راهشون هست بهترين استفاده رو ميبرن.

شادي براي اونايي كه گريه مي‌كنن و يا صدمه مي‌بينن
زنده است. براي اونايي كه دنبالش ميگردن و اونايي كه
امتحانش كردن. چون فقط اينها هستن كه اهميت ديگران رو
تو زندگيشون ميفهمن.

عشق با يك لبخند شروع ميشه، با يك بوسه رشد ميكنه و با
يك اشك تموم ميشه. روشنترين آينده هميشه روي گذشته
فراموش شده، شكل ميگيره. نميشه تا وقتي كه دردها و
رنجها را دور نريختي، توي زندگي به درستي پيش بري.

وقتي به دنيا اومدي، تو تنها كسي بودي كه گريه مي‌كردي
و بقيه مي‌خنديدن. سعي كن يه جوري زندگي كني كه وقتي
رفتي، تنها تو بخندي و بقيه گريه كنن.

لطفاً اين متن رو به اونايي كه براتون ارزش دارن
بفرستين. براي اونايي كه زندگي شما رو لمس كردن.
اونايي كه وقتي احتياج داشتين، باعث شدن بخندين.
اونايي كه باعث شدن وقتي ناراحت بودين، سمت روشن
واقعيتها رو ببينين. اونايي كه شما ميخوايد بدونن كه
شما قدر دوستي با اونا رو ميدونين. اگه اين كار را
نكنين، خوب براتون اتفاقي بدي نمي‌افته ولي تنها شانس
روشن كردن روز يك دوست با يك نامه رو از خودتون
گرفتين.
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 1:18 قبل از ظهر  توسط molisaise  | 

Voice of Heart

Voice of Heart

Voice Of Heart Love is the voice of heart,

it can never be broken but sometime

it hurt very badly when the love is too far from us

 
but it is not far from heart it is not far from eyes

 

every night it comes in dream the person can't

 
explain the feelings when the person fall in love

 

it's a dangerous thing when the two person meet

 together

 
they want to explain their feelings to each other

 

but they can't they want to say something

 
but they can't they want to listen something

 

but they can't only

 
they can do one thing

 
passing smile this is all about "Love

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 9:38 قبل از ظهر  توسط molisaise  | 

علامت سوال...

چه سخت است دل کندن، چه سخت است فراموش کردن، بی خیال شدن، خود را به آن راه زدن...این سختی، تقاص سکوت است... تقاص فاصله ای است که سکوت، خالق آن است...

تقدیم به آن غریبه آشنا ، غریبه ای که گویی سالهاست می شناسمش... نمی دانم، شاید هم او را در عالم دیگری، جز این دنیا دیده ام...

تقدیم به او که گرچه حتی فرصت همکلام شدن با او را پیدا نکرده ام ولی سوگند یاد می کنم که عشق را با وجودش که متواضع و ساده است و با نگاهش که پاک و زلال است آموختم. تقدیم به او که همچون نامش، صادق است.

امروز، می دانم که نمی توانم برای داشتن او و رسیدن به او، فردایی متصور شوم چرا که آرزوی محال داشتن، مانند امید بستن به سراب است که تنها عطش را می افزاید و بس.

ولی ... فقط آرزو می کنم که بداند و باور کند که دوستش دارم و دوستش خواهم داشت تا ابد ... بداند که هرگز او را از یاد نخواهم برد و نبض خاطراتم هر لحظه به یاد او و برای او می زند حتی اگر در کنارش نباشم...

نمی دانم صدایم را می شنوی یا نه... ولی می خواهم فریاد بزنم :

آرزوی فراموش ناشدنی، از تو متشکرم... تویی که ناخواسته و نادانسته، معنی واقعی عشق را به من آموختی... بدان که هرگز فراموشت نخواهم کرد...

امیدوارم در کنار کسی که دوستش داری خوشبخت و سعادتمند شوی، و...کاش، نگاه بارانی و غمزده مرا هم از یاد نبری...

کاهش جان من این شعر من است

آرزو می کردم که تو خواننده شعرم باشی

راستی شعر مرا می خوانی؟ ...نه دریغا هرگز

باورم نیست که خواننده شعرم باشی ...

کاشکی شعر مرا می خواندی...

 

علامت سوال...

یه پنجره با یه قفس، یه حنجره بی همنفس    سهم من از بودن تو، یه خاطره س همین و بس

تو این مثلث غریب، ستاره ها رو خط زدم           دارم به آخر می رسم از اون ور شب اومدم

یه شب که مثل مرثیه خیمه زده رو باورم         می خوام تو این سکوت تلخ، صداتو از یاد ببرم

بذار که کوله بارمو رو شونه شب  بذارم             باید  که  از اینجا برم فرصت موندن  ندارم

داغ ترانه تو نگام، شوق رسیدن،  تو  تنم           تو حجم سرد این  قفس،  منتظر پر زدنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 9:18 قبل از ظهر  توسط molisaise  | 

نون و دندان

 

Security is not the absence of danger but the presence of God.

امنیت در غیاب خطر نیست، بلکه در حضور خداست.

 

God gave teeth; He will give bread.

خدا دندان داده است؛ پس نان هم خواهد داد.

 

God heals, and the doctor takes the fee.

شفا را خدا می دهد و پزشک حق ویزیت می گیرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 9:6 قبل از ظهر  توسط molisaise  | 

من این دونیا رو نمیخوام

 

1-خیلی سریشه

 

2-نمی دونم چی کارش کنم

 

3-چسبیده بهم وگیرداده و ولم نمیکنه

 

4-1000 بار بهش گفتم بابا من نیمخوامت

 

5-دیگه روم رو کم کرده منم مجبورم تحملش کنم

 

6-یه عالمه دعا کردم که ولم کنه اما خدا هم دیگه بهم گوش نمیده

 

7-خوب اصلا مگه زوریه؟ دوستش ندارم، نمی خوامش دیگه اصلا باهاش حال نمیکنم

 

8- هر کاری که میخواستم باهاش کردم اونم همینطور هر کاری خواسته کرده و هر بلایی دوست داشته سرم آورده دیگه چی میخواد؟

 

9-اخه مــگه یه آدم چی میخواد؟ زنده موندن که زور زورکی نمیشه خوب منم نمیخوام

 

10-اخه من به کی بگم این دنیای کوفتی رو نمیخوام مگــه زوره؟

 

11-نمیتونم دیگه تحملم تموم شده کشـــش ندارم!

 

12-اما نمی تونم از خودم برونمش

 

13-می خوام خودش بزاره بره...

 

14-اما نمیره چی کارش کنم؟

 

15-خدا مرگ میخوام

نــــــــــه ایــــــــــن زندگــــــــــی کوفتــــــــــی نکبتـــــــــــی رو

 

آخه مگه نشنیدی که میگه: دنیا نه جای موندنه شادی که نه همش غمه..........

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 9:53 قبل از ظهر  توسط molisaise  | 

نبودنت را باور ندارم

                      

سلام..........

۱۵ فروردين چه غروب غمگينی داشت!

انگار کسی از دور فرياد ميزد : آهای غمهای خفته وقت بيداريست!

دلم از دوری تو پر شده از تکرار گريه های بيصدا!

بيا به گذشته باز گرديم .......

گذشته هايی که تو بودی ؛عشق بود؛ترانه بود؛ خورشيد بود ؛

راستی زندگی هم بود!

بيا از امروز فرار کنيم .......

امروز هيچ اتفاق جديدی را نای انتظار نيست!

انگار هيچ کس از هيچ کجا قرار نيست به دلتنگی هايم گل سرخی بياورد!

انگار آشکارا تنها مانده ام!

حتی روزنه ای از نور آرزوست!

پس بيا از امروز فرار کنيم!

بيا به ياد آوريم که چقدر به هم محتاجيم!

بيا امتداد نگاهمان ؛  شوق ديدار باشد که به خدا قسم تنهايی تمام تنم را به تسخير خود در آورده است!

من و دلتنگيهای هميشگی ام به کنار ؛ تو از خودت بگو زيبا!

بگو بی من شبها را چگونه به صبح ميرسانی؟

بگو قاصدکها را چه کسی کنار قاب عکست به يادگار می نشاند!؟

بگو بعد از آن روزهای شاد با هم بودنمان ؛صدای درد را چگونه تاب تحمَلت بود!؟

بگو ! بگو از خيابان انتظار چقدر تنها عبور کردی بی من!؟

درد دوری ما را هيچوقت؛ هيچ کجا ؛هيچ کس را توان باور نيست!

امروز تو نيستی زيبا؛انگار هيچ وقت هيچ چيز نبوده است!

غمت جای خود ؛

فردا روز ديگريست!

امروز گذشت ؛ غروب فردا را چه کنم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 9:57 قبل از ظهر  توسط molisaise  |