روز مادر مبارک
Within those words lie lots of things
We never get to say
Then thanks for all you do
It means you mean a lot to me,
And that I honor you
That I am thinking of
Your happiness on this, your day,
With pleasure and with love
o Both have a great UI
o Both consume large resources and do less work
o Both crash unexpectedly
o Both are not easily portable on different architectures
o Both can't work on low resource architectures environment
o Both are costly to maintain
o Both give mostly unexpected outputs
o Both's working often contradicts with their documentation
o Both are easily prone to viruses (rumors and doubts) and they
o In spite of all above disadvantages, both are liked
+ Both have an average UI.
+ Both are robust.
+ Both are highly secure.
+ Both can be easily modified to support new
+ Both are highly efficient.
+ Both are easily portable to any architecture
+ (You can easily guess the output for your input (in Linux
+ Both provide large support for development 
+ Both are poorly documentedTo love someone means to see them as God intended them.
دوست داشتن یک نفر، یعنی دیدن او به همان صورتی که خدا خواسته است.
![]()
![]()
![]()
Voice of Heart
Voice Of Heart Love is the voice of heart,
it can never be broken but sometime
it hurt very badly when the love is too far from us
but it is not far from heart it is not far from eyes
every night it comes in dream the person can't
explain the feelings when the person fall in love
it's a dangerous thing when the two person meet
together
they want to explain their feelings to each other
but they can't they want to say something
but they can't they want to listen something
but they can't only
they can do one thing
passing smile this is all about "Love
چه سخت است دل کندن، چه سخت است فراموش کردن، بی خیال شدن، خود را به آن راه زدن...این سختی، تقاص سکوت است... تقاص فاصله ای است که سکوت، خالق آن است...
تقدیم به آن غریبه آشنا ، غریبه ای که گویی سالهاست می شناسمش... نمی دانم، شاید هم او را در عالم دیگری، جز این دنیا دیده ام...
تقدیم به او که گرچه حتی فرصت همکلام شدن با او را پیدا نکرده ام ولی سوگند یاد می کنم که عشق را با وجودش که متواضع و ساده است و با نگاهش که پاک و زلال است آموختم. تقدیم به او که همچون نامش، صادق است.
امروز، می دانم که نمی توانم برای داشتن او و رسیدن به او، فردایی متصور شوم چرا که آرزوی محال داشتن، مانند امید بستن به سراب است که تنها عطش را می افزاید و بس.
ولی ... فقط آرزو می کنم که بداند و باور کند که دوستش دارم و دوستش خواهم داشت تا ابد ... بداند که هرگز او را از یاد نخواهم برد و نبض خاطراتم هر لحظه به یاد او و برای او می زند حتی اگر در کنارش نباشم...
نمی دانم صدایم را می شنوی یا نه... ولی می خواهم فریاد بزنم :
آرزوی فراموش ناشدنی، از تو متشکرم... تویی که ناخواسته و نادانسته، معنی واقعی عشق را به من آموختی... بدان که هرگز فراموشت نخواهم کرد...
کاهش جان من این شعر من است
آرزو می کردم که تو خواننده شعرم باشی
راستی شعر مرا می خوانی؟ ...نه دریغا هرگز
باورم نیست که خواننده شعرم باشی ...
کاشکی شعر مرا می خواندی...
علامت سوال...
یه پنجره با یه قفس، یه حنجره بی همنفس
سهم من از بودن تو، یه خاطره س همین و بستو این مثلث غریب، ستاره ها رو خط زدم
دارم به آخر می رسم از اون ور شب اومدمیه شب که مثل مرثیه خیمه زده رو باورم
می خوام تو این سکوت تلخ، صداتو از یاد ببرمبذار که کوله بارمو رو شونه شب بذارم باید که از اینجا برم فرصت موندن ندارم
داغ ترانه تو نگام، شوق رسیدن، تو تنم تو حجم سرد این قفس، منتظر پر زدنم


Security is not the absence of danger but the presence of God.
امنیت در غیاب خطر نیست، بلکه در حضور خداست.
God gave teeth; He will give bread.
خدا دندان داده است؛ پس نان هم خواهد داد.
God heals, and the doctor takes the fee.
شفا را خدا می دهد و پزشک حق ویزیت می گیرد.
1-خیلی سریشه
2-نمی دونم چی کارش کنم
3-چسبیده بهم وگیرداده و ولم نمیکنه
4-1000 بار بهش گفتم بابا من نیمخوامت
5-دیگه روم رو کم کرده منم مجبورم تحملش کنم
6-یه عالمه دعا کردم که ولم کنه اما خدا هم دیگه بهم گوش نمیده
7-خوب اصلا مگه زوریه؟ دوستش ندارم، نمی خوامش دیگه اصلا باهاش حال نمیکنم
8- هر کاری که میخواستم باهاش کردم اونم همینطور هر کاری خواسته کرده و هر بلایی دوست داشته سرم آورده دیگه چی میخواد؟
9-اخه مــگه یه آدم چی میخواد؟ زنده موندن که زور زورکی نمیشه خوب منم نمیخوام
10-اخه من به کی بگم این دنیای کوفتی رو نمیخوام مگــه زوره؟
11-نمیتونم دیگه تحملم تموم شده کشـــش ندارم!
12-اما نمی تونم از خودم برونمش
13-می خوام خودش بزاره بره...
14-اما نمیره چی کارش کنم؟
15-خدا مرگ میخوام
نــــــــــه ایــــــــــن زندگــــــــــی کوفتــــــــــی نکبتـــــــــــی رو
آخه مگه نشنیدی که میگه: دنیا نه جای موندنه شادی که نه همش غمه..........
سلام..........
۱۵ فروردين چه غروب غمگينی داشت!
انگار کسی از دور فرياد ميزد : آهای غمهای خفته وقت بيداريست!
دلم از دوری تو پر شده از تکرار گريه های بيصدا!
بيا به گذشته باز گرديم .......
گذشته هايی که تو بودی ؛عشق بود؛ترانه بود؛ خورشيد بود ؛
راستی زندگی هم بود!
بيا از امروز فرار کنيم .......
امروز هيچ اتفاق جديدی را نای انتظار نيست!
انگار هيچ کس از هيچ کجا قرار نيست به دلتنگی هايم گل سرخی بياورد!
انگار آشکارا تنها مانده ام!
حتی روزنه ای از نور آرزوست!
پس بيا از امروز فرار کنيم!
بيا به ياد آوريم که چقدر به هم محتاجيم!
بيا امتداد نگاهمان ؛ شوق ديدار باشد که به خدا قسم تنهايی تمام تنم را به تسخير خود در آورده است!
من و دلتنگيهای هميشگی ام به کنار ؛ تو از خودت بگو زيبا!
بگو بی من شبها را چگونه به صبح ميرسانی؟
بگو قاصدکها را چه کسی کنار قاب عکست به يادگار می نشاند!؟
بگو بعد از آن روزهای شاد با هم بودنمان ؛صدای درد را چگونه تاب تحمَلت بود!؟
بگو ! بگو از خيابان انتظار چقدر تنها عبور کردی بی من!؟
درد دوری ما را هيچوقت؛ هيچ کجا ؛هيچ کس را توان باور نيست!
امروز تو نيستی زيبا؛انگار هيچ وقت هيچ چيز نبوده است!
غمت جای خود ؛
فردا روز ديگريست!
امروز گذشت ؛ غروب فردا را چه کنم؟